اتصال و انفصال و قواعد آن    

زبان فارسی از گونه­ های زبان ترکیبی است؛ بر خلاف زبان عربی که اشتقاقی است. در زبان عربی ریشه ی کلمه مانند «علم» با قواعد خاصی در قالبی ریخته می ­شود و با کاهش و افزایش حروفی در آن، کلمه ی جدیدی ساخته می ­شود؛ مانند عالم، معلوم، معلّم، علما، علیم، تعلیم و...

اما در زبان فارسی سازه­ های آزاد و وابسته، کلمات مشتق، مرکب و مشتق- مرکب می­ سازند. این ترکیب­ ها گاه از یک اسم و یک صفت؛ قید، اسم، فعل ساخته می­ شوند و یا ترکیبی از اسم + وندها هستند. در هر صورت این ترکیب ­ها یک کلمه ی مستقل از لحاظ دستوری می­ سازند؛ به این معنی که خود می­ تواند نوع دستوری جداگانه مانند صفت، قید، اسم و... باشد.[1] مانند

دان + ِش =  دانش (اسم مصدر)

دان+ ا = دانا (صفت فاعلی)

کار (اسم) +دان = کاردان (اسم)

در نگارش کلمات مرکب باید به این نکته توجه داشت که عمل دستوری کلمه ی مرکب، حد استقلال آن را مشخص می ­کند. به این معنی که اگر کلمه ی مرکب نوع دستوری مستقلی (مانند اسم، صفت، قید، حرف، ضمیر و...) را ایجاد کرد باید به هم متصل شوند. همچنان که در بخش پیش دیدیم «ب» صفت و قیدساز، به کلمه می ­چسبید چرا که هردو با هم یک نوع دستوری هستند، اما «به» حرف اضافه چون خود یک عمل دستوری (حرف) دارد باید جدا نوشته شود.

تبصره 1- این قانون درباره ی افعال مرکب صادق نیست. اما صفات حاصل از آنها باید متصل باشد. مانند

نگه داشتن/ نگهداری

سخن گفتن/ سخنرانی

تبصره 2- اتصال و سرهم ­نویسی در کلمات مرکب در صورتی است که مطابق اصل آسان­ خوانی موجب دشوارخوانی و دشوارنویسی نشود. بویژه زمانی که کلمه ی دوم با حرفی آغاز شود که کلمه ی اول به آن مختوم است که دیگر اتصال آنها ممکن نیست. مانند

یککلمه /  یک ­کلمه

سخنسنج /  سخن ­سنج

شکستناپذیر /  شکست­ ناپذیر

آییننامه  / آیین­ نامه

تبصره 3- کلماتی که به مصوت بلند «آ» می­ چسبند، جدا نوشته می­ شوند. مانند

روان ­آسا، هم­ آوا، هم­ آهنگ، خوش ­آواز

مگر آن که الف ممدود به لفظ در نیاید؛ مانند فرایند، فناوری، هماهنگ، هماورد، خوشایند، خوشامدگویی

و اما قواعد مربوط به اتصال و انفصال که در شیوه ی املا باید آنها را رعایت کرد به شرح زیر است:      

*  وندها

پیشوندها و پسوندها همواره به اسم می ­چسبند؛ چنانکه گفتیم ترکیب آنها با هم یک کلمه ی مشتق و مستقل ایجاد می ­کند. مانند

بخرد، بیهوده، دانشکده، منزلگاه، گلستان، آتشدان، گلزار، دانشمند، بیمناک

*ترکیب ­های وصفی و اضافی

ترکیب­ های وصفی و اضافی در زبان فارسی به شکل مضاف و مضافٌ ­الیه و موصوف و صفت هستند که با یک کسره (e) به هم متصل می ­شوند. مانند پیوندِ دل، دلِ حزین، نوبهارِ جوانی، دیدارِ نخست

نکته 1- اگر مضاف و موصوف مختوم به مصوت بلند â و ū و های بیان حرکت باشند علاوه بر کسره به آن «یای میانجی» اضافه می ­شود. مانند

دانای روزگار، خوی نیکو، دانشجوی خوب، چهره ­ی خندان، خانه ­ی بزرگ

در رسم­الخط قدیم، به جای یای میانجی در کلمات مختوم به های بیان حرکت همزه (ء) قرار می ­گرفت. امروز گروهی از دستورنویسان معتقدند از آنجا که همزه از حروف عربی است به هیج وجه نباید آن را به کار برد اما باید گفت این نشانه در این دست کلمات، همزه ی عربی نیست چراکه نمی ­توان گفت همه ی کاتبان قدیم به این امر وقوف نداشته ­­اند که همزه ی عربی در وسط و پایان کلمه ی فارسی به کار نمی ­رود.

این نشانه از قرن پنجم هجری به بعد به شکل «ء» بالای های بیان حرکت نوشته می ­شده که در حقیقت یای کوچک و میانجی بوده است. پس چه این نشانه «ی» بزرگ باشد، چه همزه (ء = یای کوچک) در هر صورت به عنوان میانجی باید به های بیان حرکت اضافه شود تا ترکیب وصفی یا اضافی بدرستی خوانده شود.

نکته 2- اگر یای میانجی یا کسره ی اضافه بین ترکیب ­های اضافی و وصفی باشد به هیچ عنوان به هم نمی ­چسبد. پس،                         

ننویسیم

بنویسیم

شوایعالی

شورای عالی

سالجاری

سال جاری

جنابعالی

جناب عالی

حاصلضرب

حاصل ضرب

وزارتخارجه

وزارت خارجه

* عدد و معدود

عدد و معدود چون هر کدام یک نوع دستوری مستقل (صفت و موصوف) هستند به هم نمی ­چسبند. پس،

ننویسیم

بنویسیم

یکماه

یک ماه

پنجروز

پنج روز

یکدوره

 یک دوره

تبصره- اگر ترکیب عدد و معدود با هم یک کلمه ی مستقل ایجاد کند، باید متصل شوند. مانند

پنجروزه، ششدر، یکنواخت (قید)، پنجشنبه، یکشنبه، یکساله

* این و آن

«این و آن»، وقتی قبل از اسم قرار بگیرد نقش صفت اشاره را دارند، بنابراین یک نوع دستوری مستقل هستند و جدا نوشته می ­شوند. پس،

ننویسیم

بنویسیم

آنروز 

آن روز

اینصورت 

این صورت

آنگونه 

آن گونه

اینگونه

این­ گونه

اینکار

این کار

تبصره- اگر ترکیب این و آن و اسم بعد از آنها، کلمه ی مستقل دستوری تشکیل بدهد باید متصل نوشته شوند. مانند آنجا، اینجا (قید مکان)، آنچنان، اینچنان، همین، همان، همچنان، همچنین.

* نکته- نکته ی مهم در این مورد، «آنکه و اینکه» است. باید در نگارش این دو دقت کرد. این ترکیب به هر دو گونه ی متصل و منفصل نوشته می­ شود:

متصل: اگر حرف «که» در این ترکیب به معنی «کسی که» باشد، در ترکیب با «آن و این» معنای ضمیر اشاره را دارد: آن کسی که، این کسی که؛ در این صورت باید متصل نوشته شود. مانند "آنکه می ­آید برادرم است."

منفصل: اگر «که» در این ترکیب حرف ربط باشد و «آن و این» خود ضمیر اشاره، چون هرکدام یک نوع دستوری جدا هستند پس منفصل نوشته می ­شود. مانند «مگر آن که...»

* فعل «است»

گفتیم که مبنای نگارش فارسی حفظ استقلال کلمات است. در نگارش فعل «است» باید به دو نکته توجه کرد:

- اگر کلمه ی قبل از «است» مختوم به صامت باشد به هیج وجه این دو به هم نمی­ چسبند. پس،

ننویسیم

بنویسیم

خوبست

خوب است

همانست

همان است

اینست

این است

آنست

آن است

 اگر کلمه ی پیش از «است» مختوم به مصوت بلند â و ū باشد، «الف» در «است» می­ تواند حذف شده، به هم متصل شوند. مانند

پیداست، داناست، رواست، آنجاست، زیباست، نیکوست، بدخوست، سخنگوست، دانشجوست.

* ای (حرف ندا)

نشانه ی ندای «ای» پیش از منادا هرگز به منادا نمی­ چسبد. پس،

ننویسیم

بنویسیم

ایخدا

ای خدا

ایدوست

ای دوست

ایعشق

ای عشق

ایوای

ای وای

ایدریغ

ای دریغ

ایعجب

ای عجب

ایداد

ای داد



[1] - برای توضیح بیشتر رک: انوری، حسن؛ احمدی گیوی، حسن، دستور زبان فارسی (2)، تهران: فاطمی، سیزدهم، 1375، صص 93-98

 

ادامه دارد...