مدتی است از حال و هوای درست نویسی دور افتاده ایم و من احساس می کنم که شاید گروهی از دوستان می پندارند که این قصه ای که سر دراز دارد ناقص و ابتر به پایان رسیده باشد، اما چنین نیست و حال ادامه مطلب در بحث «اتصال و انفصال»:
* تر و ترین
پسوندهای صفت تفضیلی و عالی، به کلمات پیش از خود می چسبند. پس،
|
ننویسیم |
بنویسیم |
|
به تر |
بهتر |
|
بیش تر |
بیشتر |
|
بزرگ تر |
بزرگتر |
|
کوچک تر |
کوچکتر |
|
کمتر |
کمتر |
|
بیش ترین |
بیشترین |
|
کم ترین |
کمترین |
|
مهم تر |
مهمتر |
اما چند استثنا وجود دارد که در آن حالت «تر و ترین» به کلمه ی پیش از خود نمی چسبند که هرکدام مطابق پنج اصل ذکر شده اثبات می شوند:
- در کلمات عربی و واژه های دشوار. مانند مجلل ترین، مفصل ترین، مستقل ترین
- در کلمات مختوم به مصوت بلند ī مانند قانونی ترین، صمیمی ترین، انسانی تر
- در کلمات مختوم به های بیان حرکت مانند زنده تر، پخته تر، خسته ترین
- در کلمات مختوم به حرف «ت» مانند سخت تر، دوست تر
- در کلمات مرکب: خطرناک تر، غمگین تر، بی دین تر
* که و چه
این دو نشانه در فارسی یا «حرف ربط» هستند و یا «نشانه ی پرسش»، که در هر دو صورت جدا نوشته می شوند. مانند این است که، آن است که، ممکن است که
تبصره- اگر «چه و که» در ترکیب با کلمات دیگر یک کلمه ی مرکب با نوع دستوری مستقل بسازند باید متصل نوشته شوند. مانند آنچه (آن چیزی که)، آنکه (آن کسی که)، چونکه، چنانکه، چنانچه.
* را
نشانه ی «را» در جملات فارسی کاربردهای گوناگون دارد که در جای خود به آن خواهیم پرداخت؛ اما در هر مورد که باشد جدا از کلمه ی خود نوشته می شود. پس،
|
ننویسیم |
بنویسیم |
|
ترا |
تو را |
|
کرا |
که را |
|
جانرا |
جان را |
|
آنرا |
آن را |
|
اینرا |
این را |
تبصره- تنها در دو صورت «را» به کلمه ی قبل از خود می چسبد: مرا و چرا
* می و همی
این دو نشانه، پیشوند فعل و نشانه ی ماضی استمراری و مضارع اخباری هستند و برخلاف همه ی پیشوندها (مانند بـ و نـ بر سر فعل) به فعل نمی چسبند. پس،
|
ننویسیم |
بنویسیم |
|
میشود |
می شود |
|
همیخواهد |
همی خواهد |
|
میبراندمی |
می براندمی |
|
میرسانیم |
می رسانیم |
* ها
نشانه ی جمع فارسی است که بهتر است به کلمه ی بعد از خود نچسبد. مانند عبارت ها، عکسها، مکتب ها
تبصره 1- مگر در دو کلمه ی «آنها و اینها» و کلمات کوتاه مثل زنها، کوهها، راهها، شبها
تبصره 2- در سه مورد به هیچ وجه «ها» به اسم قبل از خود نمی چسبد:
- اسامی خاص؛ مانند رئالیست ها، فردوسی ها، سعدی ها
- کلمات مختوم به های بیان حرکت؛ مانند خانه ها، نامه ها، ستاره ها
- کلماتی که در گیومه قرار می گیرند؛ مانند «مسلمان» ها، «ایرانی» ها
* هم
اگر «هم» پیشوند اشتراک باشد چون یک کلمه ی مستقل می سازد به کلمه ی بعد از خود می چسبد. پس،
|
ننویسیم |
بنویسیم |
|
هم دل |
همدل |
|
هم راه |
همراه |
|
هم درس |
همدرس |
|
هم سنگ |
همسنگ |
|
هم بازی |
همبازی |
|
هم سایه |
همسایه |
تبصره- در چند حالت جدا نوشته می شود:
- اگر حالت تأکید داشته باشد؛ مانند «هم من آمدم هم او »
- قبل از کلمه ای بیاید که با «م» شروع شود؛ مانند هم مسلک، هم ملت
- قبل از کلماتی بیاید که با «الف» شروع شوند؛ مانند هم اتاق، هم اسم، هم اعتقاد
- در ترکیب با کلماتی که با الف ممدود شروع می شوند، اتصال و انفصال آن به ضرباهنگ کلام بستگی دارد، یعنی مطابق اصل تطابق ملفوظ و مکتوب اگر الف ممدود به لفظ در آید جدا نوشته می شود؛ مانند
هم آواز، هم آرمان، هم آهنگ
و اگر الف ممدود به لفظ در نیاید می چسبد؛ مانند هماهنگ، هماورد، هماویز
* پیشوند «بی»
پیشوند بی بر سر اسم در فارسی بر دو نوع است:
1- حرف اضافه به معنی «بدون»: در این معنی چون حرف اضافه و نوع دستوری مستقل است باید جدا نوشته شود، مانند بی نظم، بی تربیت، بی کار
2- پیشوند نفی بر سر اسم یا ضمیر که یک کلمه ی مرکب می سازد و باید متصل باشد، مانند بیخود، بیدل
بیراه، بیقرار، بیجا، بیهوش.
تبصره- در معنای بند 2، اگر کلمه ی دوم با «الف» یا حروف دندانه دار آغاز شود و با اتصال در ظاهر زیبای کلمه اختلال ایجاد کند، «بی» جدا نوشته می شود، مانند
بی سر و پا، بی تربیت، بی سامان، بی ارزش، بی اساس.
* ضمایر ملکی
ضمایر ملکی در دستور زبان فارسی 6 عدد هستند:
َ م، َ ت، َ ش، مان، تان، شان
این ضمایر به کلمات پیش از خود می چسبند؛ مانند دستم، کتابت، پایمان، رفیقشان، روزتان
تبصره- در دو حالت ضمایر ملکی از کلمه ی پیش از خود جدا می شوند:
- در کلمات مختوم به های بیان حرکت؛ مانند جامه ات، خانه ام، پنجره شان، همسایه تان
- در کلمات مختوم به مصوت بلند ī و مصوت مرکب ey : کشتی ام، می شان، روسری اش، زندگی تان
تبصره 2- در کلمات مختوم به مصوت â و ū بین کلمه و ضمیر ملکی «یای میانجی» می نشیند. مانند آرزویمان، جایتان، جست و جویم، زانویش، رو به رویم
* مصدر «استن» و مشتقات آن
در فارسی شناسه های «ام، ای، است، ایم، اید، اند» مشتقات مصدر «استن»، به جای این فعل می نشینند. مانند خوشحالم؛ یعنی خوشحال هستم.
در نوشتن این مورد قواعدی وجود دارد که باید رعایت کرد:
- در اتصال به کلماتی که به مصوت بلند â و ū ختم می شوند (بجز در سوم شخص مفرد = است) «الف» به «ی» تبدیل می شود. مانند دانایم، دانایی، زیبایند، خوشخویند، دانشجوییم.
نکته- توجه کنید که در این حالت نباید به جای «ی» همزه قرار بگیرد. پس،
|
ننویسیم |
بنویسیم |
|
دانشجوئیم |
دانشجوییم |
|
دانائیم |
داناییم |
|
توانائید |
توانایید |
|
خوشبوئیم |
خوشبوییم |
- در اتصال به های بیان حرکت و مصوت بلند ī جدا و الف شناسه نیز نوشته می شود. مانند
بیگانه ای، ساعی اند، شاکی ام، باقی ایم
- در اتصال به کلمات مختوم به صامت (بجز سوم شخص مفرد) الف شناسه حذف می شود؛ مانند
خوشحالم، موفقند، مأموریم، سرگرمند، خلاصید، غمگینند
ادامه دارد...